باغ رویاهای من





شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
:



ای کاش روی قلب آدمها دماسنجی بود که میزان دوست داشتن اونها رو  نشان می داد!!!!!!!!!



نوشته شده توسط باغ آرزوها در روز چهارشنبه 4 بهمن ماه سال 1385 ساعت 10:37 PM

 پیوند |  چاپ |  نظرات [3]
       




:



هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر

 



نوشته شده توسط باغ آرزوها در روز چهارشنبه 4 بهمن ماه سال 1385 ساعت 10:15 PM

 پیوند |  چاپ |  نظرات [0]
       




:



 

 

I’ll Cry for You

I lived my life as I saw fit,
some may think I was wrong,
but I know that God loves me,
I heard it in a song.

These times are too short,
and full of worry and pain,
just remember the coming light,
and accept those days of rain.

Don’t cry for me,
my work here is through.
Go and live your life,
and let me cry for you.

I never was a big follower,
I never wanted to lead,
not just another pretty face,
just lived to be me.

Now my life is far from over,
but on earth I won’t be found,
and if you’re ever looking,
heaven is where I’m bound.

Don’t cry for me,
my work here is through.
Go on, live your life,
And I’ll cry for you.



نوشته شده توسط باغ آرزوها در روز چهارشنبه 4 بهمن ماه سال 1385 ساعت 10:14 PM

 پیوند |  چاپ |  نظرات [0]
       




:



سهراب :گفتی چشمها را باید شست! شستم ولی........گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی.......

گفتی زیر باران باید رفت ! رفتم ولی او نه چشمهای  خیس وشسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را

ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: دیوانه ی باران ندیده



نوشته شده توسط باغ آرزوها در روز چهارشنبه 4 بهمن ماه سال 1385 ساعت 5:01 PM

 پیوند |  چاپ |  نظرات [0]
       




:



 

 

امشب

به قصه ی دل من گوش میکنی

فردا

چو قصه

مرا فراموش میکنی

****

می رسد روزی که بی من روزهارا سر کنی

می رسد روزی

که مرگ عشق را باور کنی

می رسد روزی که تنها درکنارعکس من

شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی

می رسد روزی.........*********

تو

مفهوم نقاشی های نگاهم را نفهمیدی

چرا که عاشق نبودی

موسیقی نبضم را نشنیده رد کردی

******

عجب سوزیست سوز

آشنایی

واز آن جانسوزتر

جدایی

چه می شد از ازل در

آتش عشق جدایی را بسوزد آشنایی



نوشته شده توسط باغ آرزوها در روز چهارشنبه 4 بهمن ماه سال 1385 ساعت 4:59 PM

 پیوند |  چاپ |  نظرات [10]
       





آخرین مطالب

وبلاگ من
  قالب ساز


موضوعات


بایگانی



خانه پیوند



پیوند روز


جستجو

جستجو در وبلاگ


خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری



آمار وبلاگ
کل بازدید ها : 61352





ویرایش قالب :pooy@n