:

دیریست در برف مانده ام
تنهائی ام
عذاب تلخی بود
شاید تو آن پرنده زیبا بودی
در خواب های کودکی ام
با مهربانی همیشگی چشمت
تنهائی ام
عذاب تلخی بود
اینک با من باش و به گرما مهمانم کن
دیریست در برف مانده ام
نوشته شده توسط باغ آرزوها در روز چهارشنبه 19 دی ماه سال 1386 ساعت 9:40 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات
[2]
آخرین مطالب
|