باغ رویاهای من




: کودک گستاخ



  

 

 

دوست دارم کودکی باشم

گستاخ و بازیگوش

پر ز شوق کودکی ، سینه ام در جوش

سوتکی داشته باشم در دست

سوتکی که تنها شوق من است

و تنها گرمایی که سینه ام را به جوش آورده

سوتکی از جنس انسان

از گلوی او

از جنس فغان

از جنس کسانی که فریاد سردادند

و با صدای خویش

از زیباییها خبر دادند

و من ، این کودک گستاخ

یکریز و پی در پی

دم خویش را بر این سوتک سخت بفشارم

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازم



نوشته شده توسط باغ آرزوها در روز یکشنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 09:51 ب.ظ

 پیوند |  چاپ |  نظرات [1]
       





آخرین مطالب

وبلاگ من
  قالب ساز


موضوعات


بایگانی



خانه پیوند



پیوند روز


جستجو

جستجو در وبلاگ


خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری



آمار وبلاگ
کل بازدید ها : 171425





ویرایش قالب :pooy@n